سروده ای از عارف قزوینی


کنم چه چاره؟ که اينجا پناهگاهِ من است
خرابه ای شده ايران و مسکنِ دزدان
خوشم بمرگ که اين دوست خيرخواهِ من است
اگر چه عشقِ وطن ميکشد مرا، اما
که آنچه به ز يقين است اشتباهِ من است
به اشتباه گذشت عمرِ من، يقين دارم
در اين ميانه من و صد دشتِ زن سپاهِ من است
حقوقِ خويش ز مردان اگر زنان گيرند


بازگشت :       به صفحه قبل