کنم چه چاره؟ که اينجا پناهگاهِ من است |
خرابه ای شده ايران و مسکنِ دزدان |
|
خوشم بمرگ که اين دوست خيرخواهِ من است |
اگر چه عشقِ وطن ميکشد مرا، اما |
|
که آنچه به ز يقين است اشتباهِ من است |
به اشتباه گذشت عمرِ من، يقين دارم |
|
در اين ميانه من و صد دشتِ زن سپاهِ من است |
حقوقِ خويش ز مردان اگر زنان گيرند |
|
بازگشت :
به صفحه قبل |