چرخ اگر حلقه به در كوفت جوابش كردم |
شب كه دربستم دست از می نابش |
|
گر چه عمری به خطا دوست خطابش كردم |
دیدی آن ترك خطا دشمن جان بود مرا |
|
آنقدر گریه نمودم كه خرابش كردم |
منزل مردم بیگانه چو شد خانه چشم |
|
آتشی در دلش افكند و آبش كردم |
شرح داغ دل پروانه چو گفتم با شمع |
|
خواندم افسانه شیرین و خوابش كردم |
غرق خون بود ونمی مرد ز حسرت فرهاد |
|
آنچه جان كند تنم عمر حسابش كردم |
زندگی كردن من مردن تدریجی بود |
|
بازگشت : به صفحه قبل |